شمس الدين محمد بن محمود آملي
مقدمه 4
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
خاص نداشته و مطالب همه كتب در يك كتاب موجود بود . بسبب اختلاف اصطلاحات بسيارى از كتب منسوخ و متروك ميگردد و فوائد آن از بين ميرود پس نبايد به جعل اصطلاح عمدا بر مشكل زبان افزود . اروپائيان با نهايت تنفر از اسلام و عرب لغات علمى عربى زبان خود را تغيير ندادند مانند : الجبر الكحل السمت الدبران رجل الجوزا و هزاران الفاظ ديگر چون ميدانند از تغيير آن جز ابراز تعصب جاهلانه هيچ فائده نميتوان برد و زيان آن كه سرگردانى خوانندگان و نسخ اكثر كتب گذشته است به هيچوجه قابل جبران نيست عيب زبان نيست كه مقدارى از لغات آن را از زبان ديگر گرفته باشند ، عيب آنست كه ادراك معانى از الفاظ دشوار گردد و خواننده در اشتباه افتد . مثلث و زاويه و مغناطيس و تلگراف و تلفن را بايد براى سهولت فهم متعلمين نگاهداشت و علوم را از دست متعصبين جاهل حفظ كرد تا آلوده اغراض نسازند . همچنانكه توافق اصطلاحات سبب آسانى فهم و توسعه علم است حفظ رسم الخط نيز چنين است چون طبيعت انسان به صورت كلمه مأنوس شد زودتر معنى آن را در مييابد مثلا خواندن بواو نوشته مىشود ، اگر ( خاندن ) بى واو باشد موجب حيرت خواننده است و نيز الفاظى در سماع مشترك است و در كتابت مختلف مانند خاستن بمعنى برپا شدن و خواستن بمعنى اراده و خيش بمعنى پرده و خويش ضمير و الفاظ عربى مستعمل در فارسى مانند سيف ، شمشير ، و صيف تابستان و الم ، درد و علم رايت ، چون در كتابت مختلفند اشتباه نميشود ، اگر ممكن بود در تلفظ هم دو گونه ادا كنند بهتر بود ، نبايد براى خاطر كاهلان كتابت را تابع لفظ قرار داد تا ابهام لفظ بكتابت نيز سرايت كند و اشكال مضاعف شود اگر يك بار خواننده دو رسم الخط مختلف را ياد گيرد و عمرى از اشتباه ايمن باشد بهتر است از آنكه براى سهولت يك روز امتحان عمرى خود و همه مردم را گرفتار شبهه سازد . اروپائيان كه امروز مرجع تقليد ابناء زمانند در رسم الخط خود تغيير ندادند و يكلفظ را براى معانى مختلف بصورتهاى مختلف مينويسند تا از اشتباه ايمن مانند . هر كس بداشتن